از کلاس دوم راهنمایی علاقه شدیدم در زمینه ساخت فیلم برای همه مشهود بود و این علاقه برای من لحظه ای بیشتر شد که بعد از سه ماه کارکردن تو تعطیلات تابستونی تونستم با پس انداز خودم یه گوشی سونی اریکسون k750 بگیرم تا بتونم صاحب یه دوربین 2 مگاپیکسلی بشم

خریدن کامپیوتر در دوره اول دبیرستان شاید برای من بزرگتر از انقلاب صنعتی قرن 19 به شمار می اومد. دیگه خبر از تدوین تو صفحه نمایش دو اینچی نبود؛ شب و روزم پشت کامپیوتر می گذشت. دقیقا همون روزهایی که همه میگفتن وای پسر عجب کامپیوتری جون میده توش بازی کنی، من به چیزی جز پیشرفت تو حرفه مورد علاقه ام فکر نمیکردم.

اما اتفاقای بعدی به همین زیبایی نبود. بعدها که با وجود کسب رتبه 168 کنکور، مجبور شدم بیخیال درس و دانشگاه بشم تا وقتم رو با صرفا دنبال مدرک دویدن تلف نکنم، شاید یکی از تلخ ترین روزها برای خانوادم بود که انگار تموم آرزوهاشون رو برای یکدونه پسرشون که حالا باید می رفت خدمت سربازی بر باد رفته می دیدن.

بعد از دوران سربازی گروهی تشکیل دادیم که یکی از مهم ترین کارهای اون اجرای پروژه های قوی در حوزه رسانه بود و من به عنوان مدیر اون پروژه ها تونستم تجربه های بسیار زیادی تو اولین قدم های تجاریم بدست بیارم. اما انگار قرار نبود کارها همیشه طبق برنامه پیش بره. طبیعتا در کنار تموم موفقیت ها شکست های زیادی رو هم باید تحمل میکردم درحالی که خستگی ناشی از کار زیاد و شکست ها و همینطور سن کمم، منو ضعیف تر از اونی کرد که بتونه با این قضیه کنار بیاد.

اشتباه بزرگ من وقتی شکل گرفت که بعد از شکست هایی که خوردم، تصمیم گرفتم از کاری که سالها بهش عشق می ورزیدم کنار بکشم و وارد شغلی بشم که هیچ علاقه ای بهش نداشتم. اما افسردگی و خستگی های ناشی از اون شغل نذاشت بیشتر از یک سال تو اون کار دووم بیارم و در نتیجه دوباره به کار مورد علاقه خودم برگشتم. شاید اگه از اول تحملم رو در برابر سختی ها بالا می بردم، خیلی زودتر از اینها رسانه فارسی رو میساختم.

رسانه فارسی جاییه که میخوام تجربیاتم رو به اشتراک بزارم و قدم کوچکی برای کمک به علاقه مندان حوزه رسانه بردارم

لطفا من رو با انتقادات و پیشنهاداتتون در این مسیر دشوار همراهیم کنید 🙂

سعید حاجی خانی

11 آذر 1398